|
|
عشق از ديدگاه معلم |
|
|
معلم عربي:عشق تنها موضوعی است كه مونث و مذكر ندارد. معلم رياضي:عشق تنها معاد له اي است كه 1 طرف آن مجهول است .معلم اتشاء:عشق تنها موضوعي است كه نمي توان آن را بخش كرد .معلم شيمي:عشق تنها اسيدي است كه بر قلب اثر مي گذارد .معلم اقتصاد:عشق تنها محصولي است كه از خارج صادر نمي شود .معلم فيزيك:قلب مانند آهن ربايي قوي است كه عشق را جذب مي كند .معلم تاريخ:عشق تنها آثار باقي مانده از دوران قديم است .معلم جغرافي:تنها عشق از فراز كوه ها همچون تيري بر قلب اصابت مي كند .معلم زيست:عشق تنها فيلمي است كه قرن ها باقي مانده و مي ماند .معلم زبان:عاشق شدن تنها فعلي است كه ed مي گيرد و به گذشته باز مي گردد.معلم ادبيات:عشق مانند ليلي و مجنون است .معلم ديني:عشق موهبتي الهي است .معلم ورزش: عشق تنها پرتابي است كه اوت نمي شود .دكتر:عشق بيماري است كه ميكروب ان خنده و ويروس آن نگاه و پني سيلين آن بوسه و آنتي بيوتيك آن ازدواج است .چشم پزشك: عشق 1 نوع بيماريست كه از راه چشم وارد مي شود |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
هميشه يادت باشه |
|
|
یکی بود یکی نبود . زیر گنبد کبود یه جوون خسته بود . که دلش شکسته بود مثل بارون بهار . زار و زار گریه میکرد گاهی دست خستشو . بسوی خدا میکرد کی خدای مهربون . خالق هفت آسمون اونو بی وفا مکن . از منش جدا نکن دست خستمو بگیر . تو منو رها نکن بگو آخه تا به کی باید بشینم سر راش بشینم تا او بیاد که بشنوم صدای پاش مگه او نمیدونه . که دلم پریشونه نمیاد که از چشام . غم عشقو بخونه کلاغا از آسمون میرن بسوی لونشون دسته های چلچله میرن به آشیونشون ولی من بدون او . چی بگم کجا برم با یه قلب پر امید . هنوزم منتظرم قصه مرد منتظر قصه کوچه های ماست صدای مرد منتظر صدای عاشقای ماست عشقای پاکی که هنوز تو کوچه پسکوچه های این شهر بزرگ جون میگیرن . بزرگ میشن ولی افسوس بینشون یه دیوار سخته اسم این دیوار سخت جداییه |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
سلطان قلبها |
|
يه دلم ميگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بي تو چه کنم پيش عشق اي زيبا زيبا خيلي کوچيکه دنيا دنيا با ياد توام هرجا هرجا ترکت نکنم سلطان قلبم تو هستي تو هستي دروازه هاي دلم را شکستي پيمان ياري به قلبم تو بستي با من پيوستي يه دل ميگه برم برم يه دلم ميگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بي تو چه کنم پيش عشق اي زيبا زيبا خيلي کوچيکه دنيا دنيا با ياد توام هرجا هرجا ترکت نکنم سلطان قلبم تو هستي تو هستي دروازه هاي دلم را شکستي پيمان ياري به قلبم تو بستي با من پيوستي اکنون اگر از تو دورم به هر جا بر يار ديگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيبا |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
آه |
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
آرزو |
|
کاش پروانه بودن هیچگاه تاوان نداشت دیدگان مست عشق هیچگاه باران نداشت
کاش اگر دل در هوای یاسها پر می کشید هیچ پروانه ای غم باغ بی باغبان را نداشت |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
خدايا... |
|
|
خدایا یار مجنون کجا رفت
ز پیش این دل خسته چرا رفت مگر من ای خدا تقصیر دارم که اکنون نیست یارم در کنارم غم هجرتش جوانیم را تبه کرد نگاه اولش روزم سیه کرد ای خدا تموم مرزهارو تو بردار هرچی عاشق تو دنیا واسه همدیگه نگهدار اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
عشق |
|
|
هر کس برای عشق خود سخن می گوید. اگر خنده از لبهایم گریزد اگر اشک به چشمهایم گریزد. اگر از خنده رویا بسازم،اگراز اشک دریا بسازم لحظه ای از یاد تو غافل نخواهم ماند.دلم می خواهد پر پروانه ها را برایت هدیه بفرستم و ضیافت شب هایت ببرم و یاسهای سپید سجاده ام را با عطر تو خوشبو کنم. رویش جوانه های باغچه به خاطر وجود توست ای پیمان بسته با تمام لحظه هایم ای کسی که ترانه ها به خاطر تو می خوانند |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
عشق يعني.......... |
|
|
ای که ميپرسی نشان عشق چيست؟ عشق چيزی جز ظهور مهرنيست! عشق يعنی مهر بی چون و چرا عشق يعنی کوشش بی ادعا عشق يعنی مهر بی اما، اگر عشق يعنی رفتن با پای سر عشق يعنی دل تپيدن بهر دوست عشق يعنی جان من قربان اوست عشق يعنی خواندن از چشمان او حرف های دل ، بدون گفتگو عشق يعنی عاشق بی زحمتی عشق يعنی بوسه ی بی شهوتی عشق ، يار مهربان زندگی بادبان و نردبان زندگی عشق يعنی دشت گلکاری شده در کويری چشمه ای جاری شده يک شقايق در ميان دشت خار باور امکان با يک گل بهار در خزانی برگريز و زرد و سخت عشق ، تاب آخرين برگ درخت عشق يعنی روح را آراستن بی شمار افتادن و برخاستن عشق يعنی زشتی زيبا شده عشق يعنی گنگی گويا شده عشق يعنی مهربانی در عمل خلق کيفيت به كندوي عسل عشق يعنی گل به جای خار باش پل به جای اين همه ديوار باش عشق يعنی يک نگاه آشنا ديدن افتادگان زير پا زير لب با خود ترنم داشتن بر لب غمگين تبسم کاشتن عشق ، آزادی ، رهايی ، ايمنی عشق ، زيبايی ، زلالی ، روشنی عشق يعنی تنگ بی ماهی شده عشق يعنی ماهی راهی شده عشق يعنی آهويی آرام و رام عشق صيادی بدون تير و دام عشق يعنی از بدی ها اجتناب بردن پروانه از لای کتاب در ميان اين همه غوغا و شر عشق يعنی کاهش رنج بشر ای توانا ، نا توان عشق باش پهلوانا ، پهلوان عشق باش ای دلاور ، دل بدست آورده باش در دل آزرده منزل کرده باش عشق يعنی تشنه ای خود نيز اگر ، واگذاری آب را بر تشنه تر عشق يعنی ساقی کوثر شدن بی پرو بی پيکر و بی سر شدن عشق يعنی خدمت بی منتی عشق يعنی طاعت بی جنتی گاه بر بی احترامی ، احترام بخشش و مردی به جای انتقام عشق را ديدی خودت را خاک کن سينه ات را در حضورش چاک کن عشق آمد ، خويش را گم کن عزيز قوت ات را قوت مردم کن عزيز عشق يعنی مشکلی آسان کنی دردی از درمانده ای درمان کنی عشق يعنی خويشتن را گم کنی عشق يعنی خويش را گندم کنی عشق يعنی نان ده و از دين مپرس در مقام بخشش ، از آئين مپرس هر کسی او را خدايش جان دهد آدمی بايد که او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مکن در مقام عشق ، نامردی مکن لاف مردی ميزنی ، مردانه باش در مسير عاشقی افسانه باش دين نداری ، مردمی آزاده باش هرچه بالا ميروی افتاده باش در پناه دين ، دکانداری مکن چون به خلوت ميروی کاری مکن عشق يعنی ظاهر باطن نما باطنی آکنده از نور خدا عشق يعنی عارف بی خرقه ای عشق يعنی بنده بی فرقه ای عشق يعنی آنچنان در نيستی تا که معشوقت نداند کيستی عشق يعنی ذهن زيبا آفرين آسمانی کردن روی زمين عشق گويد مست شو گر عاقلی از شراب غيرانگوری ولی هر که با عشق آشنا شد ، مست شد وارد يک راه بی بن بست شد کاش در جامم شراب عشق باد خانه جانم خراب عشق باد هر کجا عشق آيد و ساکن شود هر چه ناممکن بود ممکن شود در جهان هر کار خوب و ماندنی ست رد پای عشق در او ديدنی است شعرهای خوب ديوان جهان سر عشق است و سرود عاشقان آری ، عشق رمزی در دل است شرح و وصف عشق ، کاری مشکل است عشق يعنی شور هستی در کلام عشق يعنی شعر ، مستی ، والسلام |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
عشق... |
|
نیاز مند چیزی بودم که باورش کنم، Ineeded something to believe in , نگاهت بر من افتاد و باور کردم. you touched me with your eyes, and i believed. خواهان کسی بودم تا باورش کنم، i neeed someone to believe in, خود و رویا هایت را با من تقسیم کردی you shared yourself, your dreams, و با ورت کردم. and i believed. اما آن چه که به راستی نیازمندش بودم، but what i ready needed باور کردن خود بود. was to believed in myself. مرا به دنیای درونت بردی you took me with yourself و با اکسیر عشق یاریم کردی and helped me with the love we both shared. و به برکت توست And because of you که زنده ام، I am living, لمس می کنم ، touching و باور دارم، believing, کسی، چیزی یا خود را... in something, in simeone in myself… آری تنها به خاطر وجود توست. because of you |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
انتظار... |
|
|
کاش می شد به تو گفت که تو تنها غزل عشق منی آن که می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را می جویدای کاش عشق را زبان سخن بود تا بتواند بگوید... دوستت دارم دشوارترین زمان زندگی، سخت ترین مواقع عمر، کشنده ترین ساعات هستی، لحظه در انتظار تو بودن است. |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
پروازه بيهوده |
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
نگاه... |
|
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
من اومدم |
|
|
دوستان سلام. من این مدت مسافرت بودم . جای شما خالی. حسابی خوش گذشت. من تازه امشب برگشتم.سر فرصت حتما وبلاگمو بروز می کنم. |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
||
|
|
ریاضیات عشق |
|
|
حکایت من و تو حکایت دو خط متنافری است که هیچگاه به هم نخواهند رسید و حتی اجازه عبور یک صفحه را از میانشان نخواهند داد!! کمی مقابلم بیا شاید که دو خط موازی شدیم آنوقت هر چند همیشه در مقابل هم خواهیم ماند و هیچکدام کوتاه نخواهیم آمد اما حداقل صفحه ای ما را به هم مانوس خواهد کرد صفحه ای به نام زندگی........... نمی دانم که در بینهایت ها در آنجا که همیشه حالتهای خاص رخ خواهد داد ما نقطه اشتراکی خواهیم داشت؟!!!!!! و ای کاش حداقل دو خط متقاطع بودیم که در تمام دوران وجودمان یک نقطه اشتراک ما را به هم پیوند می داد. و چه رویایی است لحظه ای که ما منطبق شویم و تمام لحظاتمان را اشتراک سازش و تفاهم پر کند!!!!!!!!!!! |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
Dance |
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
راحت و سخت |
|
|
آسان و سخت
به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی میشه در قلب او جایی پيدا کرد.
به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتی ميشه کسی را که دوستش داريم از خود برنجانيم ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتی ميشه کسی را بخشيد ولی به سختی ميشه از کسی تقاضای بخشش کرد.
به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد.
به راحتی ميشه به روياها فکر کرد ولی به سختی ميشه برای بدست آوردن يک رويا جنگيد.
به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی ميشه به کسی قول داد ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد.
به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد
به راحتی ميشه اشتباه کرد ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی ميشه گرفت وی به سختی ميشه بخشش کرد.
به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد.
و در آخر: به راحتی ميشه اين متن را خوند ولی به سختی ميشه به آن عمل کرد
آرزومند آرزوهای شما |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
قلب شيشه |
|
|
می گویند شیشه ها قلب ندارند
اما وقتی روی بخار شیشه نوشتم دوستت دارم آرام گریست ...
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
قلب تو |
|
|
دنیا کافی نیست برای شمردن لحظه های تپش قلب تو...
دنیا کافی نیست برای نواختن موسیقی عشق تو که هر سحر برفراز تپه ای می تپد پاییز چه دیوانه وار نجوای خاطره تو را در قلبم نگاه میدارد... دنیا کافی نیست تا بنگارد نوازش دستت را در میان تارهای موهایم...
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
كوچه |
|
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فروریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید تو به گفتی: از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن! با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم نتوانم! روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم... باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم نتوان! اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید! یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم. رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم... بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
جدايي واژه ي غريبيست |
|
|
جاي دلامونو يه بار تا من بشم يه تيکه سنگ تا تو بشي عاشق زار عشقو تماشا بکني خودت رو هر جوري شده تو دله من جا بکني لحظه شمار من بشي خواب و حرومت بکنم صيد شکار من بشي بشم تمومه زندگيت تا پشت سر بخندم به سادگي و بچگيت واسه به من رسيدن برات يه رويا بشه منو يه لحظه ديدن از عشق جوابت بکنم پر از نياز من بشي غرق عذابت بکنم تا جا داره من بد بشم هميشه خواهشم کني هميشه دست رد بشم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
چرا؟ |
|
|
در دفتر خاطراتم نوشتم:
عشق زيباست معلم دفتر خاطراتم را ديد و گفت: اين هم يک رويا است گفتم: اي معلم از بهر چه اين را ميگويي؟ گفت: در استان عشق عاشق هميشه تنهاس گفتم: پس چرا داستان ليلي و مجنون بر سر زبان هاست گفت: اين را که گويي فقط در افسانه هاس.......
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||
|
|
عشق يعني |
|
|
عشق یعنی دست هایم مال تو ((اینو یکی از دوستانم برام فرستاده بودن منم گزاشتم اینجا که همه از این متن زیبا استفاده کنن)) |
||
|
2
نوشته شده در ساعت توسط MSR
|
|
||