تبليغاتX
مداد بی رنگ
مداد بی رنگ
اگه خوشتون اومد نظر بدين
سوگند

 

 

گاهی وقتا میشه گفت عجیب،

گاهی وقتا میشه نوشت عجیب،

گاهی وقتا میشه دید عجیب،

.

.

.

گاهی وقتا مثل سوگندی عجیب،

سوگندی از نوع فاصله

و حتی تا درازای قافله،

کز این همه ی دروغ،

صداقت بوجود بیاد یه عالمه .

سوگندی برای تو،و تا تو،با تو!!

سوگندی برای شروعی از خط کلمات،

که درآن زشتی عجیبی صاحبه.

در کاروان افکارمان

زیر پای نگاهمان

پشت صداقت صدایمان

بر بلندی حسمان

بی سوگند،که در آن سوگند کامله.

در صاعقه ای عشق

جرقه ای کشید ت واقعیت

که سوختند همه اجسام!

که اگر می سوخت پروانه بود.

وچون گلستان داد می زد عشقم شاعره...

سوگند

        سوگند

 

مسعود.د

2 نوشته شده در  ساعت   توسط MSR  |